خلاصه کتاب:
آخرین لحظات قبل از خروج همیشه مهم بودند. موهای خرماییرنگش را بالا پیچید، شال آبی را روی سر گذاشت و لحظهای در آینهی قدیمی مادرش مکث کرد؛ در آن نگاه، داستانی از گذشته و آینده نهفته بود.
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " پارسی بوک " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.